۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

خرم آن روز كزين منزل ويران بروم                راحت جان طلبم وز پي جانان بروم‏


 


گرچه دانم كه به جائي نبرد راه غريب          من به بوي سر آن زلف پريشان بروم‏


 


دلم از وحشت زندان سكندر بگرفت            رخت بربندم و تا ملك سليمان بروم


 


چون صبا با تن بيمار و دل بي‏طاقت             به هواداري آن سرو خرامان بروم  


       


‏در ره او چو قلم گر به سرم بايد رفت           با دل زخم‏كش و ديده‏ء گريان بروم


 


نذر كردم گر ازين غم بدر آيم روزي               تا در ميكده شادان و غزل‏خوان بروم


 


به هواداري او ذره صفت رقص‏كنان               تا لب چشمه خورشيد درخشان بروم


 


تازيان را غم احوال گرانباران نيست              پارسايان مددي تا خوش و آسان بروم


 


ور چو حافظ نبرم ره ز بيابان بیرون                 همره كوكبه‏ء آصف دوران بروم       

تلویزیون می گفت اون قبض های جریمه جعلی بوده. راست و دروغش پای خودشون. من اطلاعیمو برداشتمو تکذیب کردم.

۱۳۸۹ تیر ۲, چهارشنبه



لیلی زیر درخت انار نشست.


درخت انار عاشق شد. گل داد. سرخ سرخ.


گلها انار شد. داغ داغ.


هر اناری هزار تا دانه شد.


دانه ها عاشق بودند. دانه ها توی انار جا نمی شدند.


انار کوچک بود.


دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید.


لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.


مجنون به لیلی اش رسید.


خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.


کافیست انار دلت ترک بخورد.


سالیانیست که لیلی عشق می ورزد.


لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است.


و هر که خدا در او بدمد عاشق می شود.


لیلی نام تمام دختران زمین است. نام دیگر انسان.


                                                                            


                                                                     لیلی نام تمام دختران زمین است/عرفان نظر آهاری

در ساحل Zadar در کرواسي ابزار موسيقي عجيبي قرار دارد که نوازنده اش کسي نيست جز امواج دريا!


این اولين ارگ  دنيا هست که به وسيله دريا نواخته ميشه ..
لوله هاي اين ارگ در زير پلکان بتوني قرار گرفته. امواج با برخورد به اين لوله ها و دميدن هوا به آنها اصوات تصادفي ولي هارمونيکي ايجاد ميکنند. صداي اين امواج بسته به شدت و سرعت و بزرگي آن نت هاي متفاوتي را ايجاد ميکند. در واقع جزر و مد آب و شدت باد و امواج دريا يک کنسرت موسيقي هميشگي رو به وجود آورده اند  که هر زمان آهنگ متفاوتي رو مينوازه.


بازديد و شنيدن صداي اين ارگ دريايي از آوريل 2005 براي عموم ممکن شده است..


نوازنده اين آهنگهاي بديع هم فقط طبيعت هست .


 صدای این ارگ را اینجا دانلود کنید


 

اینکه یه کشور بهتر وجود داشته باشه و من توانایی رفتن بهشو داشته باشمو٬ دوست ندارم. دوست دارم همین جا بهتر باشه.

حکایت ما...

 یه روز یه پادشاهی خزانش خالی میشه و به چه کمک چه کنم می افته. وزیرش بهش میگه کاری نداره که. از فردا هر کی خواست از شهر خارج بشه یا به شهر وارد بشه می گیم باید ۱ قرون بده. پادشاه میگه نه بابا! مردم پدرمونو در میارن. شورش می کنن. وزیر میگه تو بشین و تماشا کن. می خوای اصلا بگم ۱ قرون بدن ۱ چک هم بخورن؟

یه مدت که می گذره پادشاه تصمیم میگیره بره یه سرکشی بکنه و اوضاع رو ببینه. میره میبینه مردم میدون طرفش. می ترسه میگه حتما می خوان از قانون جدید شکایت کنن. میگه چی شده؟ مردمم شروع به درد و دل می کنن و می گن: بابا تورو خدا این ۱ قرونو بکن ۲ قرون ولی تعداد ایستگاهای این چک خوری هارو بیشتر کن ما انقدر مجبور نباشیم تو صف بمونیم هر روز. بذار هر روز زود چکمونو بخوریم بریم سر کارمون.

۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

بعضي وقت ها دلم مي خواد وقتي كسي حواسش بهم نيست، مثل اميرعباس بگم: أرماااا! (قهرم ها!)



بگم آهاي آدم ها! فکر نکنيد اگه ساكتم، حالم بهتر شده ها!
ولي نمي دونم چرا واسم فرق مي کنه که بدونن. بدم مياد از اينکه واسم فرق مي کنه.

همیشه حرفهایی داشتم که بلد نبودم به زبان یا به کاغذ بیارم. اولین باره فکرها و حس هایی دارم که حتی به حرف ذهنی هم تبدیل نمیشه٫ چه برسه به کلام و نوشته. عین حقیقت...
دخترک آخرین نامه ای که به خدا نوشته بود رو هم تو آتیش انداخت تا گرم بشه. آخه دیگه احتیاجی به نامه نبود. مامان و بابا و داداش کوچولو سلام اونو به خدا می رسوندن.


                                                    * * *


آدم برفی آنقدر گریه کرد تا بهار شد.


                                                    * * *


بیچاره آقاهه!


هی بلال ها رو باد می زد و از خجالت عرق می ریخت. آخه میدونی؟ خیلی طول کشید.


گفتم آقا خجالت نکش. من خسته نشدم!


                                                    * * *


نمیدونم چرا قاب عکس هام همیشه رو دیوار کج می شن. این دفعه به عکاس گفتم ازم کج بگیره تا رو دیوار صاف باشم.


                                                     * * *


بی خاصیت:


امروز هم روزی بود از روزهای سال اصلاح الگوی مصرف. خدارو شکر هبچی نسوزوندم.

۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

ححححححححححححالم از جامعه ی به ظاهر اسلامی ای که توش خجالت بکشی از اعتقادات مذهبیت حرف بزنی به هم می خوره. اصلا مهم نیست اعتقادش درسته یا نه. ححححححححق نداری ایمان و اعتقادشو زیر سوال ببری. اون تنها پشتوانه ایه که بهش تکیه کرده.

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

فلسفه ی زندگی و امتحانات الهیمونو رو مسائلی بنا کردیم که به فاصله ی یک مرز قرار دادی تو یه کشور دیگه٬ هیچ کدومش وجود خارجی نداره. خیلی دوست دارم بدونم حالا که ما اینجاییم خدا هم داره از این شرایط استفاده می کنه و بنا کرده مارو با مسائل دورو برمون امتحان کنه٬ یا اینکه این ها همه توهمات خودمونه و کلید فلسفه و حقیقت تعالیمون تو اینهایی که ما بهش دل خوش کردیم و اسمشونو گذاشتیم امتحان نیست اصلا.

۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه

یبوست ذهن


خیلی وقته باهاش حرف نزدم...



حرف و اگه به صاحبش نزنی٬ لیاقت گفتنش به هر کس دیگه رو هم ازت می گیره٬ با اینکه می دونی هم کلامی جز با صاحبش آرومت نمیکنه.


دانلود از آلبوم سوگواران خموش (علی رضا قربانی)

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

به سنی می رسی که برا همه چی دیره...


دیر بدست آوردن بعضی چیزها افتخار داره ولی دیگه ذوق نداره...

۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

پست 14/10/88 زنده شد

بعضي وقت ها اعتقاد داشتن پشت آدم و گرم مي کنه، حتي اگه اعتقاد درستي نباشه.



به ”ادعوني استجب لکم”ش شک کردم...

دلمون وا شه به قرآن

تمام پزشک های موفق هم یک روز انترن و رزیدنت بودن و همین آزمونو خطاهاشون باعث موفقیت الآنشون شد. انقدر هرچی از دهنت در میاد بهشون نگو. کمکشون کن که یه روز آرزوی پیدا کردنه یه پزشک خوبو نکشی.


با جونو دل چیزهایی رو خوندم که دیگه دل و دماغ و اعتماد به نفس استفادشونو ندارم...


بدم میاد از زمونه


خسته ام از قوانین طبیعت. خسته ام از اینکه وقتی می خوری زمین پوستت خراشیده می شه٬ نمی تونی غر بزنی٬ چون جنس و حساسیت پوستت جزو قوانین طبیعیه.


چقدر دوست دارم بدونم اونهایی که به Big Bang اعتقاد دارن و فکر می کنن خدایی در کار نیست٬ موقع هایی که با قوانین طبیعت روبرو می شن٬ چطوری خودشونو آروم می کنن. مخصوصا اون موقع ها که حداقل با عقل خودشون تلاش کردن تا اونجا که می شه همه جای پازل و درست بچینن.

به قول رها:


شاید آزمایش پیدا کردنه راهه٬ نه تحمل اون.

۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه

مادرها عجیبترین آدم های دنیان!


اون ها می تونن تو روی کسی که دو دقیقه ی پیش از دستش بغض کردن لبخند بزنن!

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه