۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

اگه حداقل می دونستی اونی که داری به دست میاری ارزش از دست دادن اونی که داری از کف میدیو داره٫ دلت به اختیاری که بعضی ها بهش قائلن تو این جهان٬ خوش می شد.
چقدر روزه ی سکوت میل دارم.
بابام از بعد از به خاطر فوت عموم از اون "آه ها" دیگه نکشیده بود. تازگی ها بعضی وقت ها دوباره می کشه.


بعدِ سکوتِ بحثِ رفتنِ من.


سرم درد می کنه از زندگی...

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

ياد کميلي که مدينه خونديم به خير. از اون گريه ها که واسه چيز خاصي نميکني. . .
تنها کاری که در حال حاضر تو زندگی انجام میدم اینه که میل و اشتیاقم رو به درس خوندن نگه دارم تا خاموش نشه که آرامش قبل طوفانه. والا رو به زندگی بدم هزارتا کاره که باید انجام بدم تا از بی خاصیتی در بیام. ولی حسش نیست.


کیت کت بازا اینم امتحان کنن. چیز عجیبیه

کللللللللللل انرژی دوران تحصیلت صرف این میشه که ۴ تا واحد پاس کنی و دو ترمم که گذشت شروع کنی واسه قبولی مقطع بعدی درس خوندن. انرژیی که باید صرف تحقیق و تولید علم اون مقطع درسی بشه٬ صرف امتحان قبولی مقطع بدی میشه.
بعضی ها یکی از تفریحات هر روزشون اینه که بیان وبلاگ بخونن و هیچ کامنتی ام نذارن. بعضی ها هم کلا بعد خوندن این همه نوشته٫ تنها چیزی که پیدا می کنن یه غلط املاییه.


ممنون از اینکه اصلاح می کنید ولی فقط یه کامنت غلط گیری یکم زننده است.

۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

چقدر چند وقت یک بار هوس تجریش می کنم. دوست دارم برم مغازه های دور قائم. توش نه!
همیشه فکر می کردم اگه اون کاری که بهت محول شده یا به خاطرش استخدام شدی رو نتونی خوب انجام بدی٬ علی رغم تمام تلاشی که می کنی٬ احساس دست و پا چلفتگی و خرفتی بهت دست میده. آخه خودم همیشه اینطوریم.


من: ببخشید امروز معاون آموزش نیستن کی به جاشون این برگمو امضا می کنن؟


مسئول آموزش: خانم مگه همین یه روز که اومدی باید کارت انجام بشه؟


من: !!!!!!!!!


نمیدونستم دیفالتشون اینه که کار اداری کلا باید طول بکشه. نمیدونستم اگه مسئول یه دفتری و تنها کارت راه انداختن کار مردمه٬ ولی اگه کار یکی راه نمیافته وجدان درد نمی گیری. نمیدونستم این عادیه.

همینجوری


یه همینجوریه دیگه


شعر زیباییه. دوست داشتم بخونمش. ولی چقدر صدای شعر وقتی تو ذهنه و رو کاغذ با رو زبونم فرق داره.

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

چرا هيچ وقت اوني که مي خواي نميشه؟ حتي تو چيزاي کوچيک و ساده.
نمیدونم خوشحال شدن از حرف حق زدن کار درستیه یا نه؟  آخه خوشحالیش با خوشحالیه طرف رو نشوندن سر جاش قاتی میشه و کار بدیه. ولی خدایی بعضی وقت ها فقط واسه اینکه بلد بودی یه همچین چیزی بگی داری کیف می کنی و ربطی به اون بیچاره نداره. کاره بدیه؟