season 7, episode 8, Grey's anatomy رو چقدر دوست داشتم
۱۳۸۹ آبان ۲۲, شنبه
۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه
۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه
۱۳۸۹ آبان ۱۸, سهشنبه
همیشه فکر می کردم اگه اون کاری که بهت محول شده یا به خاطرش استخدام شدی رو نتونی خوب انجام بدی٬ علی رغم تمام تلاشی که می کنی٬ احساس دست و پا چلفتگی و خرفتی بهت دست میده. آخه خودم همیشه اینطوریم.
من: ببخشید امروز معاون آموزش نیستن کی به جاشون این برگمو امضا می کنن؟
مسئول آموزش: خانم مگه همین یه روز که اومدی باید کارت انجام بشه؟
من: !!!!!!!!!
نمیدونستم دیفالتشون اینه که کار اداری کلا باید طول بکشه. نمیدونستم اگه مسئول یه دفتری و تنها کارت راه انداختن کار مردمه٬ ولی اگه کار یکی راه نمیافته وجدان درد نمی گیری. نمیدونستم این عادیه.
همینجوری
شعر زیباییه. دوست داشتم بخونمش. ولی چقدر صدای شعر وقتی تو ذهنه و رو کاغذ با رو زبونم فرق داره.
۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)